![]() |
![]() |
|
|
*با نام و یاد خدا*
دستان حنا بسته ات را به همه نشان دادی تا خون دلم انگشت نما شود !
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 5:2 توسط لیلا |
|
|
با نام و یاد خدا
سلام به همه دوستان خوبم...خوبین؟ خوشین؟ مماغتون چاقه؟ مشتاق دیدار
امروز بعد از مدتها سر زدم. این مدت سرم بدرقم شلوغ بود و هست.دلم برای نوشته های همتون تنگ شده. انشاالله بعد از امتحانا، هم وبلاگ گرد گرفته و تارعنکبوت بسته ی خودمو به روز می کنم، هم مطالب جدید وبلاگ دوستان رو میخونم...
با اجازه ی رفقا فعلآ برم سر درس و مخشم
ایام به کام
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 23:26 توسط لیلا |
|
|
با نام و یاد خدا سلام...سریال جواهری در قصر (یانگوم) رو که حتمآ اکثرتون می بینین. تو اینترنت یه آگهی ترحیم مربوط به این فیلم دیدم، جالب بود برام. شما هم ببینین
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 18:45 توسط لیلا |
|
|
با نام و یاد خدا سلام اوایل زمستون، یه چیزایی در رابطه با بازی یلدا، شنیده و تو چندتا وبلاگ خونده بودم. فکر میکردم فقط مال شب یلداست و چندروز بعدش...ولی ظاهرآ این بازی حالا حالاها ادامه داره... دوستان خوبم کوثر عزیز و هرروز مهربون، منو به این بازی دعوت کردن. با اجازه ی رفقا شروع می کنم: ********************* 1: یه خاله ی 23 ساله ام. 2: یادمه قبلآ اینجا یه چیزایی درمورد خودم و خونوادم براتون گفتم. اینبار میخوام یُخده از بابام بگم: بابایی دارم بسیار منظم و مقرراتی. تمام کارهاشون حساب شده و بانظم و ترتیبه. (دقیقآ برعکس من! 3: معمولآ تکیه کلام خاص خودمو دارم و هر یه مدت، تکیه کلامم عوض میشه... تیک هایی هم برای حالگیری و گیردادن به دوستام و خواهرام دارم! زیادن ولی خب یکی دو نمونشو براتون میگم: یا از تو جمله هاش سوال در میارم! اونم جواب سوال ها رو میده. مثلآ اگه گفت: امروز ساعت 2 با تاکسی رفتم کلاس. فوری می پرسم: امروز ساعت چند با تاکسی رفتی کلاس؟ امروز ساعت 2 با تاکسی کجا رفتی؟ امروز ساعت 2 با چی رفتی کلاس؟ به این ترتیب...تاااااااا وقتی که اینجوری بشه---> (نکته: فقط با کسانی که خیلی با هم راحتیم و شوخی داریم و رودرواسی نداریم (مثل خواهرام)، اینجوری ام.) 4: به گردو خیلی علاقه دارم و به شیوه ی نوین (!) میرم تو کارش. 5: اجتماعی و شوخ طبعم.به وقتشم کاملآ جدی ام.دوست پیدا کردن رو خیلی دوست دارم و شصتادتا دوست خوب دارم. اما دوست صمیمی، فقط دوتا دارم. (خودشون میدونن کیا هستن) ********************* خب! اینم 5 تا از خصوصیاتم! و اما 5 نفری که امیدوارم دعوت بنده رو برای ادامه ی بازی بپذیرن، دوستان خوبم: دختر غربتی، یاس کبودم، فصل سرخ، بغض های نترکیده (آسمون) و عطرسیب، هستند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 16:19 توسط لیلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بگذارید که از خانه به میخانه روم گاهی از تنگدلی در پی پیمانه روم بگذارید من گمشده لیـــلا گاهی همچو مجنون به هوای دل دیوانه روم |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 تیر 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
مذهبی اجتماعی و فرهنگی خاطرات عمومی |
|
RSS
|