تبليغاتX
آوای بی صدا
 

*با نام و یاد خدا*

 

هر روز به گل های قالی آب میدهم تا جایت همیشه سبز باشد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 10:38  توسط لیلا | 
 

*با نام و یاد خدا*

 

دستان حنا بسته ات را به همه نشان دادی تا خون دلم انگشت نما شود !

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 5:2  توسط لیلا | 
 

با نام و یاد خدا

 

سلا‌م گلشیفته جان؛ این روزها نام تو را از خیلی‌ها می‌شنوم و در هر مجلس و مهمانی‌ای نقل زبانهایی. شنیده‌ام رفته‌ای به ینگه دنیا و حجابت را از سر برداشته ای و...

گلشیفته جان، وقتی ۲ سال پیش با پسر بزرگم رفتم به سینما كه فیلم میم مثل مادرت را ببینم، از بازی گرم و صمیمانه تو همه صورتم از اشك خیس شد، آن لحظه شك نداشتم كه همه مادران ایرانی شبیه گلشیفته‌اند و گلشیفته، نقش پنهانی است از تصویر مادری كه هر ایرانی در ضمیرش دارد. مادری كه همه وجودش ایثار و از خود گذشتگی است، می‌سوزد تا نور و گرمی‌و محبت و حیات ببخشد، "هست"برای آن كه فرزندش "باشد." مادری كه یك زیبایی آسمانی در رخسارش موج می‌زند و ترنم لبانش به ذكری الهی، در خانه نور می‌پراكند.

 

یادت هست هنگامی‌كه تو با مشت به شیشه كوبیدی و دستت غرق خون شد تا فرزندت نجات یابد،چگونه رسول ملا‌قلی پور در پشت صحنه زار زار گریست؟رسول،چهره مادر خودش را در تو ترسیم كرد.تو زنی شدی به شكل مادر رسول،به شكل مادر همه ایرانی‌ها.این تاج افتخار را رسول بر سرت گذاشت پیش از آن كه آن حادثه،آن خبر شوم رخ دهد.

اما حالا‌ تو رفته ای آن ور دنیا و عوض شده ای.می‌گویند می‌خواهی ستاره فیلم‌های‌هالیوود شوی.

گلشیفته جان،نمی‌دانم كه مادرت در قید حیات هست یا نه،اما می‌خواهم به عنوان یك مادر با تو حرف بزنم.دخترم،تو می‌دانی كه‌هالیوود كجاست؟

 

می‌دانم كه هنر پیشه هستی و به اندازه همه گیس‌های سفید من در شباب عمرت فیلم دیده ای،عمرت دراز باد مادر،اما خبر از دنیای ‌هالیوودی‌ها داری؟ می‌دانی این اختاپوس بر هر زنی كه چنگ بیندازد تا چه منجلا‌ب‌هایی سقوطش می‌دهد؟ دخترم، دنیای غربی كه تو اكنون به آنجا رفته‌ای، ترمز بریده است. غرق شدن در تنعمات عجیب و تهوع آور جسمی، دارد مثل موریانه پایه‌های خانواده‌ها رادر غرب می‌جود...می‌دانم، می‌دانم كه آنها پیشرفته‌اند، اما این پیشرفت‌ها چشمت را كور نكند.

 

دخترم، برای من كه مادرم قابل تصور نیست كه چگونه یك هنرپیشه زن غربی، در حالی كه از استودیو به خانه می‌آید و تنش به ننگ بوی مردی غریبه آغشته است، می‌تواند آغوشی پر از عشق را به همسرش هدیه دهد؟ چگونه چنین زنی همراه فرزندش، در برابر پرده سینما یا تلویزیون می‌نشیند و صحنه هم آغوشی خود و هنرپیشه‌ای بیگانه را تماشا می‌كند؟ گلشیفته جان، دنیای رسانه و تبلیغات، خیلی پر هیاهوست مادر جان!مبادا زرق و برق‌ هالیوود چشمت را كور كند كه گوهر عصمت و عفافت را بدزدند. شهرت، طعم خوشایندی دارد در شباب عمر. شهرت، یعنی پول، احترام، فلشهای پرنور دوربین‌های عكاسی و هلهله و هورای میلیونها هوادار در سراسر جهان. دخترم، ‌هالیوود می‌تواند تو را به قله شهرت جهان برساند، می‌تواند نام تو را در تاریخ سینمای جهان جاودانه كند، می‌تواند حساب بانكی تو را با ارقام نجومی ‌پر كند، دستشان درد نكند، خیلی هم خوب است كه به این چیزها می‌رسی مادر. اما به یاد داشته باش كه حتی اگر لباسی از یاقوت برتنت كنند، تاجی از الماس بر سرت بگذارند و در قصری پر از جواهرات رنگین و افسانه ای ساكنت كنند، جای خانه‌ای گرم از محبت و هلهله شادمانه كودكت را نخواهد گرفت. این درسی بود كه رسول ملا‌قلی پور به تو یاد داد، اما خیال می‌كنم خوب این درس را یاد نگرفته‌ای. از تو خواهش می‌كنم یك بار دیگر بنشین و فیلم میم مثل مادر را ببین؛ ببین رسول می‌خواسته در این فیلم چه چیزرا به تو و به همه دختران ما حالی كند؟

 

فراموش نكن گلشیفته جان كه تو اول یك مادر هستی، بعد یك هنرپیشه، اول یك مادر هستی بعد یك شهروند، اول یك مادر هستی بعد یك...حتی همسر. گلشیفته، هیچ چیز، هیچ چیز در دنیا وجود ندارد كه بخواهی برای آن لذت یك مادر پاك و نورانی بودن را از دست بدهی. تمام فرصت‌های درخشان ‌هالیوود هم نمی‌تواند لذت یك لحظه از تجربه شگفتی را كه امثال مادر ملا‌قلی پور درك كرده‌اند به تو هدیه بدهد. هنرپیشه باش گلشیفته جان، به فكر ترقی و پیشرفت باش عزیزم،

 

 اما قبل از هر چیز یك"مادر" باش.

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

* این متن رو توی یه سایت دیدم، خوشم اومد. گذاشتمش تو وبلاگم.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 11:49  توسط لیلا | 
 

با نام و یاد خدا

سلام

یه برنامه ی دعایی هست که بین دوستان و فامیل امتحانش کردم و شکر خدا استقبال شد. خیلی به این برنامه، اعتقاد دارم و تا حالا خیلیامون حاجتمونو از این راه گرفتیم. این شد که تصمیم گرفتم اون طرح رو اینجا هم اجرا کنم. و اما توضیحات لازم:

1- یک گروه 41 نفره تشکیل میدیم.

2- هر کدوم از این 41 نفر، یه دعا، سوره، یا ذکری که زیاد بهش اعتقاد داره، انتخاب می کنه.

3- اسم هر کسی همراه با دعا یا سوره ی انتخابیش نوشته میشه و بصورت یک لیست درمیاد.

4- لیست اسم ها همینجا زده میشه و تمام شرکت کننده ها باید داشته باشن.

5- یه تاریخ مشخص، همه با هم به امید خدا شروع می کنیم.

6- این دوره، 41 شبه و هر شب نوبت یه نفره. به این صورت که توی لیستمون نگاه می کنیم. می بینیم مثلآ نوشته: *تاریخ 3 / 2 / 1387 : مریم محمدی - زیارت عاشورا*
همون روز، ما 40 نفر، زیارت عاشورا میخونیم. (یعنی توی یه شبانه روز، یه چله ی زیارت عاشورا میشه برای مریم خانم) و همه برای رفع حاجتش دعا می کنیم.
مثلآ روز بعدش نوشته: *تاریخ 4 / 2 / 1387 : علی رضوی - سوره ی حمد*
همون روز همه سوره ی حمد می خونیم و برای رفع حاجت علی آقا دعا می کنیم. (اینا مثاله)

7- اون کسی که نوبتشه (مثلآ مریم خانم)، لازم نیست دعای انتخابی خودشو بخونه. بجاش 120 بار آیه ی "امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء" میخونه. و برای سلامتی و ظهور امام زمان (عج) دعا می کنه.
به عبارتی: اون 40 نفر برای رفع حاجت مریم دعا می کنن و خودش برای سلامتی و ظهور امام زمان (عج).

8- به این ترتیب هرشب یه چله می گیریم و واسه یه نفر دعا می کنیم. در این مدت 41 روز، نوبت به تمام افراد لیست میرسه.

-------------------------------------------------

*چند نکته:

* دعا یا سوره ای که انتخاب می کنین، زیاد طولانی نباشه و حتمآ در کتاب مفاتیح الجنان وجود داشته باشه. (به استثنای دعای ناد علی و معراج)

* دعاهای متنوع انتخاب کنین و مثلآ همتون نگین ما فلان دعا رو میخوایم. هر چند میشه دعای تکراری انتخاب کرد.

* نوبت اعضا، از طریق قرعه کشی مشخص میشه.

* اگه فردی به دلایلی نمیتونه دعای اون روز رو بخونه، به یکی از دوستان یا آشنایان بگه که بجاش بخونه. چونکه دعای هر روز باید خونده بشه تا چله ناقص نمونه.

* اسم چندتا دعا و سوره و ذکر رو برای راحت تر شدن انتخابتون، اینجا مینویسم:

زیارت عاشورا - دعای توسل - عهد - فرج - نادعلی - معراج - امین الله - حدیث کساء و ...

آیة الکرسی - سوره ی یاسین - واقعه - الرحمن - نبأ - حمد - توحید - کوثر - شمس - قدر و...

ذکر الله اکبر - صلوات - سبحان الله و ...

خب! حالا دوستانی که میخوان شرکت کنن،کامنت بذارن و اسمشونو همراه با دعای انتخابیشون بنویسن.
 
حتمآ حتمآ یا ایمیل یا آدرس وبلاگتونو بنویسین که بهتون دسترسی داشته باشم و خبر شروع دوره ی دعا رو بهتون بدم.

اگه سؤالی هست، در خدمتم
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 3:15  توسط لیلا | 
 

با نام و یاد خدا

شنبه شب گذشته، دقیقآ این موقع، جمعی از همشهری های عزیزم در حسینیه ی سید الشهدای شیراز مشغول سینه زنی بودن که یک "یا حسین" متفاوت در یک لحظه، عده ای رو به دیدار اربابشون حسین (ع) میبره، چند نفر کمی با تأخیر به اونا ملحق میشن و عده ای مجروح میشن و دار و ندارشونو وقف حسین (ع) می کنن.

موقعی که خبر انفجار رو شنیدم، تمام بدنم یخ کرد. باورم نمی شد همه ی این اتفاقات تو یه شب و یه لحظه رخ داده باشه. چقدر دردناک...

از اون شب تا این لحظه، هنوز تو بُهت و حیرتم. این حادثه، خیلی برام گرون تموم شده و بیشتر از اون، مظلومیت شهدا و آسیب دیدگان در برابر توجیه مسؤولین و اخبار محافظه کارانه و بودار رسانه ها.

من اون شب توی حسینیه حضور نداشتم که بخوام صحنه های دلخراشش رو به تصویر بکشم. اما دوستانم که اکثرشون شاهد عینی این حادثه بودن،در وبلاگشون توضیحاتی دادن. دوست خوبم کوثر خیلی دقیق و ریزبینانه به تشریح دلایل گفته شده، پرداخته... از طریق سایت کانون هم میشه اطلاعات جامع تری در این مورد به دست آورد.

کویت هم بحث انفجار حسینیه، بین ایرانیان مقیم، داغه. و البته دلایلی که رسانه ها اعلام کردن درمورد نمایشگاه شهدا یا کپسول گاز و از این قبیل چیزا، براشون قابل هضم نیست.

منم از اونجاییکه از شب اول، این حادثه و جزئیاتش رو از طریق سایت و وبلاگ ها دنبال کرده بودم، سعی کردم دلیل اصلیش که همون بمب گذاری بوده رو برای دوستان و فامیلم در کویت، توضیح بدم. این تنها کاریه که در حال حاضر از دستم برمیاد و می تونم یه ذره در پایمال نشدن خون شهدا، نقشی ایفا کنم.

فیلم انفجار هم روی موبایلا هست و همچنان رد و بدل میشه. بهتره همه این فیلم رو ببینن و بهتر قضاوت کنن.

امیدوارم خدای مهربون از عاملان این جنایت نگذره و به بدترین شکل ممکن، ذلیلشون کنه... الهی آمین

*************

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران     کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران 

شنبه شبی دیگر و میثاق با شهدا...

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 21:16  توسط لیلا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

بگذارید که از خانه به میخانه روم
گاهی از تنگدلی در پی پیمانه روم
بگذارید من گمشده لیـــلا گاهی
همچو مجنون به هوای دل دیوانه روم



خانم ها !
آوای بی صدا (وبلاگ قبلیم)
دنیای راه راه
بچه های وصال
یاس کبود
مسیحا
بی دل
درویش پابرهنه
دختر غربتی
برای مخاطب خاص
خاله زهرا
چکاوک سخنگو
گل دختر
فرشته مهربون و منتظر
هر روز
نجوای آسمانی
میثاق با شهدا
قلم
سکوت
پشت پیچ جاده
کوچولوی شیطون
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
تیر 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آرشیو موضوعی
مذهبی
اجتماعی و فرهنگی
خاطرات
عمومی
آقایان !
بازمانده تنها
نسیم روح نواز
حجت الاسلام سلیمیان
منتظران مهدی
خلوت انس
در جستجوی معنا
چقدر سنگ صبور سفید!
فصل سرخ
خونه به دوش
مرفه با درد
ماه ناتمام
بچه های کتاب
کشکول جوانی
لیلة القدر
امیدم را مگیر از من خدایا
عطر سیب
حلزون خنگ
خاطرات تنهایی من
گذشته ايران زمين
مهراوه من
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان